السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
110
تفسير الميزان ( فارسي )
ولى اين حرف فاسد و نادرست است ، و با آيات تحدى هيچ قابل انطباق نيست ، چون ظاهر آيات تحدى ، مانند آيه ( قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِه مُفْتَرَياتٍ ، وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّه ، إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ، فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّه ) « 1 » ، اين است كه خود بشر نمىتواند چنين قالبى بسازد ، نه اينكه خدا نمىگذارد ، زيرا جمله آخرى آيه كه مىفرمايد : ( فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّه ) ، ظاهر در اين است كه استدلال به تحدى استدلال بر اين است كه قرآن از ناحيه خدا نازل شد ، نه اينكه رسول خدا ( ص ) آن را از خود تراشيده باشد ، و نيز بر اين است كه قرآن بعلم خدا نازل شده ، نه بانزال شيطانها ، هم چنان كه در آن آيه ديگر مىفرمايد : ( أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَه ، بَلْ لا يُؤْمِنُونَ ، فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِه ، إِنْ كانُوا صادِقِينَ ، و يا ميگويند قرآن را خود او بهم بافته ، بلكه چنين نيست ، ايشان ايمان ندارند ، نه اينكه قرآن از ناحيه خدا نيامده باشد ، اگر جز اين است ، و راست ميگويند ، خود آنان نيز ، يك داستان مثل آن بياورند ) « 2 » ، و نيز مىفرمايد : ( وَما تَنَزَّلَتْ بِه الشَّياطِينُ ، وَما يَنْبَغِي لَهُمْ ، وَما يَسْتَطِيعُونَ ، إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ، بوسيله شيطانها نازل نشده ، چون نه شيطانها سزاوار چنين كارى هستند ، و نه مىتوانند بكنند ، چون آنها از شنيدن اسرار آسمانها رانده شدهاند ) « 3 » . و صرفى كه آقايان مىگويند تنها دلالت دارد بر اينكه رسالت خاتم الانبياء صلوات اللَّه عليه صادق است ، بخاطر معجزه صرف ، و اينكه خدا كه زمام دلها دست او است ، تا كنون نگذاشته كه دلها بر آوردن كتابى چون قرآن تصميم بگيرند ، و اما بر اين معنا دلالت ندارد ، كه قرآن كلام خداست ، و از ناحيه او نازل شده . نظير آيات بالا آيه : ( قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِه ، وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّه إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ، بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِه ، وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُه ) « 4 » ، است ، كه ترجمه اش گذشت ، و ديديم كه ظاهر در اين معنا بود كه آنچه باعث شده آوردن مثل قرآن را بر بشر : فرد فرد بشر ، و دسته جمعى آنان ، محال نموده ، و قدرتش را بر اين كار نارسا بسازد ، اين بوده كه قرآن مشتمل بر تاويلى است ، كه چون بشر احاطه بان نداشته ، آن را تكذيب كرده ، و از آوردن نظيرش نيز عاجز مانده ، چون تا كسى چيزى را درك نكند ، نمىتواند مثل آن را بياورد ، چون جز خدا كسى علمى بان ندارد ، لا جرم احدى نمىتواند بمعارضه خدا برخيزد ، نه اينكه خداى سبحان دلهاى بشر را از آوردن مثل قرآن منصرف كرده باشد ، بطورى كه اگر منصرف نكرده بود ، مىتوانستند بياورند . و نيز آيه : ( أفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ، وَلَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّه ، لَوَجَدُوا فِيه اخْتِلافاً كَثِيراً ، ) « 5 » كه به
--> 1 - سوره هود آيه 14 2 - سوره طور آيه 34 3 - سوره شعراء آيه 212 4 - سوره يونس آيه 39 5 - سوره نساء آيه 82